محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1424

مرآة البلدان ( فارسى )

تبعهء خارجه خواهد بود بايد كارى كه فىمابين تبعهء اين دولت و اتباع خارجه اتفاق مىافتد بگذرد به اين جهت از وزارت عدليه مداخله درآن جايز نيست مگر اين‌كه تبعهء خارجه نيز به اطلاع سفارت آن‌دولت و وزير امور خارجه خود رجوع به ديوان عدالت نمايند . البته بايد رسيدگى و احقاق حق به عمل آيد . توضيح آن‌كه اگر از متداعيين يكى از تبعهء خارجه باشد اين خالى از دو صورت نيست : يا عارض اعم از داخله و خارجه به صرافت طبع خود به وزارت عدليه رجوع خواهد كرد ، وزارت خارجه كارى كه دراين ميانه خواهد داشت فرستادن وكيلى است به وزارت عدليه كه از به دو تا ختم گفتگو مستحضر شده مراتب را به وزارت خود اطلاع دهد و اگر به عكس باشد ، از وزارت عدليه همين وكيل در وزارت خارجه لابد حاضر خواهد شد براى ختم كار و كسب استحضار . اين دو وزارت دراين دو قسم محاكمات كه يكى خارجه باشد و ديگرى داخله حتما از ختم گفتگو بايد يكديگر را اطلاع دهند و به استحضار هم قطع و فصل گفتگو را نمايند . ساير وزارتخانه‌ها نظر به اين‌كه لفظ عارض مخصوص است به اين كه در ديوانخانهء عدالت رسيدگى و احقاق حق شود ابدا احدى از متعلقات ساير وزارتخانه‌ها را از عرض به ديوان عدليهء اعظم نبايد ممانعت كنند . فرضا اگر دو نفر تاجر يا دو نفر از اهل نظام يا از دفتر استيفا و غير اينها رجوع به ديوانخانهء عدالت نمايند به دقت غوررسى نموده احقاق حق به عمل خواهند آورد و اگر مدعى يكى از وزارتخانه [ هائى ] باشد كه مدعى عليه او هم از ابواب جمعى آن وزارتخانه باشد مثل تاجر از تاجر يا سرتيپ از سرهنگ و بالعكس و كذلك كه مدعى عليه حضور نداشته باشد از ديوانخانهء عدالت آدمى به همراهى آن مدعى به آن وزارتخانه خواهند فرستاد كه در همانجا رئيس آن وزارتخانه به اطلاع آن مأمور ديوان عدالت رسيدگى و احقاق حق نمايد و كيفيت قطع و فصل ما بين مدعى و مدعى عليه را از آن وزارتخانه به ديوان عدالت خواهد فرستاد كه به عرض حضور همايون برسد و اگر مدعى از يك وزارتخانه و مدعى عليه از وزارتخانهء ديگر باشد كه مدعى به ديوان عدالت آمده عارض شود ، وزير ديوان عدليه مىبايد طرفين را حاضر نموده غوررسى و احقاق حق را به عمل آورده مثلا يا تاجر يا بزاز و بقال و كاسبى از يك نفر